خبرگزاری ایسنا: پریا حیدری، دانشآموخته جامعهشناسی در نگاهی به کتاب «رفتار حقوق» از منظر دانلد بلک جامعهشناس آمریکایی در مطلبی با عنوان «عدالت عریان؛ قانون به مثابه یک پدیده اجتماعی» نوشته است: جامعهشناسی حقوق همواره با یک پرسش بنیادی دستوپنجه نرم کرده است: چرا قانون وجود دارد، چگونه عمل میکند، و در چه موقعیتهایی مداخله میکند یا سکوت اختیار میکند؟ رویکردهای سنتی معمولاً قانون را به عنوان مجموعهای از هنجارها، ارزشها، و ابزاری برای اجرای عدالت و برقراری نظم اجتماعی در نظر میگرفتند که هدف غایی آن، حلوفصل اختلافات و تضمین حقوق است. بااینحال، بسیاری از این رویکردها اغلب تحت تأثیر ایدئولوژی حقوقی قرار میگرفتند و قادر نبودند رفتار واقعی و پویای قانون را در زندگی اجتماعی بهطور بیطرفانه تبیین کنند. در میانه این چالش، اثری انقلابی ظهور کرد که توانست مسیر جامعهشناسی حقوق را برای همیشه تغییر دهد: کتاب «رفتار حقوق» اثر درخشان دانالد بلک که با ترجمه سینا باستانی توسط نشر نو منتشر شده است. این کتاب، که اولینبار در سال ۱۹۷۶ منتشر شد و بلافاصله به عنوان یک «کلاسیک درهمشکننده» مورد ستایش قرار گرفت، به دلیل رویکرد رادیکال و در عین حال شفاف خود، زمینهساز ظهور نظریه «جامعهشناسی ناب» شد.
دانالد بلک، جامعهشناس آمریکایی، در این کتاب یک تز جسورانه مطرح میکند: قانون باید به عنوان یک متغیر کمی و پدیده اجتماعی مورد مطالعه قرار گیرد، نه یک سیستم هنجاری. او بر این باور است که رفتار قانون (به معنای کمیت، جهتگیری، و سبک آن) را میتوان تنها بر اساس توزیع و نوسان متغیرهای اجتماعی دیگر توضیح داد. هدف بلک، ایجاد یک نظریه علمی و عاری از ارزش درباره قانون است که توضیح دهد چه زمانی، کجا، و چگونه قانون مداخله میکند. او این ایده را پیش میبرد که قانون خود رفتار میکند؛ یعنی اعمال آن کاملاً تابع یک منطق اجتماعی مستقل است. این رویکرد، قانون را از هر گونه هدف اخلاقی یا قضایی جدا میسازد و آن را صرفاً یک مکانیسم کنترل اجتماعی در نظر میگیرد که حرکت آن توسط ساختار جامعه دیکته میشود.
بلک برای تدوین نظریه خود، قانون را به یک «هندسه» تبدیل میکند و رفتار آن را بر اساس پنج متغیر اجتماعی بنیادین توضیح میدهد. او با استفاده از این متغیرها، مجموعهای از قضایای عمومی را مطرح میکند که مانند قوانین فیزیک اجتماعی، رفتار قانون را پیشبینی میکنند. این پنج متغیر عبارتند از:
یک: قشربندی اجتماعی: قانون در جوامعی با نابرابری اجتماعی بیشتر، به نفع طبقات بالا و به ضرر طبقات پایینتر رفتار میکند. قانون به صورت عمودی (بالا به پایین) جریان مییابد. قضایای بلک نشان میدهند که قانون بیشتر بر فقرا اعمال میشود، درحالیکه ثروتمندان و قدرتمندان از حمایت بیشتر قانون برخوردارند.
دو: قشربندی: قانون در جوامعی که شبکههای اجتماعی متراکم و قایشان دارند (مانند خانوادهها، محلههای کوچک یا گروههای قومی همبسته)، کمتر مداخله میکند. در این محیطها، کنترل اجتماعی غیررسمی (مانند شایعه، طرد، یا فشار گروهی) جایگزین قانون میشود. با کاهش یکپارچگی، مداخله قانون افزایش مییابد.
سه: فرهنگ: قانون در جوامع یا گروههایی که از نظر فرهنگی (مانند زبان، مذهب، سبک زندگی) با هم تفاوت دارند، افزایش مییابد. تضاد فرهنگی و بیشباهتی اجتماعی، احتمال شکایت و مداخله قانونی را بالا میبرد.
چهار: سازمان: اندازه و ساختار سازمانی یک گروه نیز بر رفتار قانون تأثیر میگذارد. بلک نشان میدهد که قانون در درون سازمانهای کوچک یا علیه آنها، به نسبت سازمانهای بزرگ، به شکل متفاوتی عمل میکند.
پنج: کنترل اجتماعی دیگر: قانون در خلأ عمل نمیکند. رفتار آن تحت تأثیر وجود یا فقدان سایر اشکال کنترل اجتماعی (مانند اخلاق، مذهب، هنر، یا علم) قرار میگیرد. اگر کنترلهای غیررسمی ضعیف باشند، قانون قویتر میشود.
«رفتار حقوق» به چند دلیل یک اثر کلاسیک و تأثیرگذار باقی مانده است، از جمله این موارد:
وحدتبخشی نظری: بلک توانست گستره عظیمی از دادههای قومنگاری و تاریخی (از جوامع قبیلهای تا ایالات مدرن) را زیر چتر یک مدل واحد و منسجم جمع کند. همانطور که دیتریش روشمایر اشاره کرده، این کتاب «دامنه وسیعی از ایدهها و مواد تجربی در جامعهشناسی و مردمشناسی حقوق را به شکلی درخشان یکپارچه میکند.»
عینیتگرایی: بلک خواننده را مجبور میکند تا از قضاوتهای اخلاقی درباره قانون دست بکشد و آن را فقط به عنوان یک پدیده قابل مشاهده و اندازهگیری بپذیرد. این رویکرد، قانون را به یک موضوع صرفاً علمی تبدیل میکند.
سادگی و قدرت پیشبینی: زبان کتاب «کوتاه و شفاف» است، اما قضایای آن قدرت توضیح و پیشبینی بسیار بالایی دارند. او با فرمولهای سادهای نظیر «قانون با قشربندی اجتماعی متناسب است»، نظریات خود را بیان میکند.
درنهایت، بلک با این اثر نشان میدهد که قانون یک نهاد خودسر نیست، بلکه یک نیرایشان کاملاً اجتماعی است که با افزایش «فاصله اجتماعی» (فاصله میان شاکی و متهم بر اساس پنج متغیر فوق) تمایل بیشتری به مداخله پیدا میکند. این کتاب همچنان یک منبع ضروری برای هر کسی است که به دنبال درک مکانیسمهای نادیده توزیع قدرت و عدالت در جامعه است؛ به ویژه برای خواننده ایرانی که مدام با این موضوع دستوپنجه نرم کرده است.
