خبرگزاری ایسنا: خلیل فاتح در سال ۱۳۴۲ در تبریز متولد شد و در ایام نوجوانی به حرفه عکاسی اشتغال داشت. در بحبوحه انقلاب، زمانی که در کشور فعالیتهای تبلیغاتی علیه رژیم پهلایشان اوج گرفت خلیل با توجه به دارا بودن در مهارت عکاسی پوستر امام را نقاشی و آن را تکثیر کرد.
پس از پیروزی انقلاب اسلامی، در مساجد شهر تبریز از محضر آیتالله مدنی بهره برد. با تشکیل سپاه پاسداران در سال ۱۳۵۸ به عضویت رسمی سپاه تبریز درآمد و به عنوان عکاس در سپاه به فعالیت تبلیغاتی مشغول شد.
در جریان اشغال افغانستان توسط ارتش سرخ شورایشان به افغانستان رفت و سه ماه در کنار مجاهدین مسلمان جنگید. با شروع جنگ تحمیلی به کشور بازگشت و در حالی که شانزده سال سن داشت، از نخستین نیروهای آذربایجانشرقی بود که به مناطق جنگی اعزام شد.ابتدا به سوسنگرد اعزام و در کنار علی تجلایی در مقابل هجوم دشمن مقاومت کرد.
پس از آزادسازی سوسنگرد، در عملیاتهای مختلف حضور داشت و در عملیات مطلعالفجر که به عنوان یکی از فرماندهان نیروهای آذربایجان حاضر شده بود در تاریخ ۲۴ آذرماه ۱۳۶۰ به اسارت نیروهای عراقی درآمد. بعثیها او را به اردوگاه «موصل ۲ » انتقال دادند .
در آن اردوگاه به کمک تعدادی از اسرای دیگر به انبار مواد غذایی فرماندهان بعثی راه یافت و انبار را به آتش کشید، سلاحها را به کمک دیگر اسرا در زیر پلهها و در خاک مخفی کرده و در هنگام درگیری با نیروهای بعثی یکی از اسرا موفق به فرار شد. بعثیها او را برای بازجویی منتقل کردند اما شکنجه و آزار آنها نتوانست خلیل را به سخن گفتن وادار کند. در آخرین بازجویی نیز وانمود کرد که اگر او را به میان اسرا ببرند شاید با دیدن چهرهها ؛ بتواند همدستان خود را شناسایی کند اما او هیچ کدام از آنها را معرفی نکرد و با صدای بلند تکبیر گفت.
ایشان به خاطر این که اسرای دیگر مورد شکنجه قرار نگیرند مسئولیت تمام کارها را بر عهده گرفت. تا مدتها خبری از او در دسترس نبود و پس از دوماه بیاطلاعی به خانواده فاتح اطلاع دادند که ایشان در ۲۱ اردیبهشت ماه ۱۳۶۲ به شهادت رسیده و به خاک سپرده شده است .
نحوه شهادت
محمدعلی ملتجایی آزاده و جانباز اهل تبریز است. او ماجرای شکنجه و شهادت خلیل فاتح را اینگونه روایت کرده است:
با فرار دو نفر از آزادگان، اوضاع آسایشگاههای موصول ١ و ٢ و ٣ حساس شده بود. بعثیها هر روز تعدادی از اسرا را به همراه خود برده و با بدنهای خون آلود و زخمی بازمیگرداندند. بعثیها با جستجو در آسایشگاههای محل نگهداری اسرا مقداری مهمات از جمله نارنجک کشف کردند که باعث تشدید اوضاع شده بود. از استخبارات دستگاههای مخصوص شوک الکتریکی به اردوگاه منتقل کرده بودند که با استفاده از آن اسرا تحت شکنجههای شدید قرار دادند. این وضعیت حدود یک ماه ادامه داشت تا اینکه در اوایل اردیبهشت ماه بازجویی و شکنجهها به یک مرتبه قطع شد. از این اتفاق متعجب بودیم. بعدها متوجه شدیم که خلیل فاتح برای اینکه اسرا را از شکنجه رها کند تمام اتفاقات را بر عهده گرفته و باعث شده بود جان دیگر اسرا را نجات دهد.

