علیرضا افخمی در گفتوگو با ایسنا به تحلیل ریشههای بحران مخاطب در رسانه ملی پرداخت. او با نگاهی آسیبشناسانه، موانع تحول در صداوسیما را فراتر از ناکارآمدی مدیریتی و در سطح ساختاری و ناشی از فشارهای یک اقلیت تأثیرگذار دانست.
افخمی همچنین با تشریح دلایل مهاجرت مخاطبان به شبکههای معاند، بر لزوم درک تحولات عمیق در زیستبوم رسانهای کشور تأکید کرد.
دوقطبی رسانهای/ علت مراجع مخاطب به رسانههای معاند، واکنش به رویکرد رسانه ملی است
افخمی با اشاره به وضعیت دوقطبی حاکم بر فضای رسانههای فارسیزبان معتقد است: موضع شبکههایی چون ایراناینترنشنال به وضوح مبتنی بر عناد و حتی کینهورزی نسبت به حکومت جمهوری اسلامی است. جهتگیری اخبار و روایتهای آنها عموماً چنان یکسویه، کذب و غرضورزانه است که اساساً در چارچوب مباحث رسانهای قابل اعتنا یا تحلیل نیستند، اما با این وجود باز هم مخاطبانی به این شبکههای معاند مراجعه مکنند. علت این مراجعه اطمینان به صحت اخبار چنین شبکههایی نیست، بلکه واکنشی به رویکرد رسانه ملی است که در بخش خبررسانی – البته در جهتی معکوس نسبت به شبکههای معاند- به پنهانکاری، انتشار اخبار گمراهکننده و گاهی حتی نشر اخبارکذب مبادرت میورزد. به نظر میرسد آن بخش از مخاطبان که خود با حکومت عناد و دشمنی بنیادین ندارند – هرچند نسبت به آن انتقادات جدی و بنیادین داشته باشند- با مراجعه همزمان به رسانه ملی و شبکههایی مانند بیبیسی و اینترنشنال و … قصد دارند از میان انبوه اخبار راست و دروغ خود به کنکاش و جستجو بپردازند و تا حد ممکن از اهم رویدادهای واقعی و تحلیلهای بیطرفانه باخبر شوند. به عبارتی مراجعه آنها به این شبکههای معاند بیشتر عکسالعملی است به پنهانکاریها و تحلیلهای یکسویه و جانبدارانه رسانه ملی.
افخمی با ابراز تأسف از این وضعیت اظهار کرد: این پدیده عمیقاً تأسفبار است؛ هم از جهت مخاطبانی که به چنین جایگزینهایی رایشان میآورند و هم از جهت متولیانی که هدایت و کنترل اخبار و تحلیلهای خبری تلویزیون را بر عهده دارند.
مدیران تلویزیون به خوبی واقفند که برای جلب اقبال عمومی چه اقداماتی ضروری است
افخمی در پاسخ به این پرسش که صداوسیما در شرایط حساس کنونی چگونه میتواند مخاطبان از دست رفته خود را بازگرداند، گفت: مدیران تلویزیون به خوبی واقفند که برای جلب اقبال عمومی چه اقداماتی در بخش خبر و نمایش ضروری است. آنها کاملاً آگاهند که اصلاح روشها و در پیش گرفتن شیوههای صادقانه و در عین حال حرفهای در بخش خبر و نیز حذف ممیزیهای افراطی و نامعقول در بخش نمایش، احتمالاً میتواند رسانه ملی را به جایگاه مرجعیت رسانهای بازگرداند و موجب پذیرش مجدد آن از سایشان مردمی شود که بخش مهمی از آنها امروز صدا و سیما را به عنوان منبعی معتبر به رسمیت نمیشناسند. اما واقعیت این است که مدیران رسانه قادر به انجام آن اقدامات و تغییر در شیوههای سنتی خود نیستند؛ یعنی از یکسو تکلیف خود را میدانند و از سایشان دیگر امکان عمل به تکلیف خود را ندارند.
این کارگردان در تشریح ریشههای این ناتوانی اظهار کرد: علت اصلی به اقلیتی – نه چندان کوچک و بسیار مقتدر – در میان مخاطبان و سیاستمداران بازمیگردد. این گروه هم در میان مخاطبان رسانه و هم در بین مسئولان و سیاستمداران، همواره دست بالا را داشته و در معادلات نقش تعیینکننده دارند. به محض آنکه مدیریت تلویزیون شروع به تغییر در شیوههای تبلیغی و ارتباطی خود کند، این اقلیت بلافاصله عکسالعمل نشان داده و تلویزیون را به مواضع پیشین خود باز میگردانند.
افخمی با تأکید بر روشن بودن این مسیر افزود: بنابراین پرسش از راهکار مناسب، پرسشی از پیش پاسخ داده شده است. مدیران به خوبی میدانند چه باید بکنند، اما قدرت اجرا ندارند. هیچ گریزگاهی جز مقاومت در برابر این اقلیت و رویکرد سنتی و شکست خورده آنها وجود ندارد و تا زمانی که آنها در ساختار قدرت نقش تعیینکننده داشته باشند این مقاومت ممکن نیست.
کاهش طبیعی مخاطب در اثر تکثر رقبا و افت کیفیت تولیدات
او در ادامۀ تحلیل وضعیت سریالسازی، ضمن تفکیک دو عامل کاهش طبیعی مخاطب در اثر تکثر رقبا و افت کیفیت تولیدات، بر این باور است که در صورت فراهم شدن شرایط برای کارگردانان با تجربهای همچون رضا عطاران، همچنان امکان خلق آثار پرمخاطب وجود دارد.
افول سریالهای رمضانی/ بحران نیرایشان متخصص یا تغییر زیستبوم رسانه؟
افخمی که با ساخت مجموعه «او یک فرشته بود» گونه جدیدی در سریالسازی تلویزیون ایران پایهگذاری کرد و سریال «احضار» آخرین ساخته او در ژانر ماورایی محسوب میشود که رمضان ۱۴۰۰ رایشان آنتن رفت، در بخش دیگری از این گفتوگو در پاسخ به این پرسش که چرا سریالهای دهههای گذشته همچنان در حافظه مخاطب ماندگار شدهاند اما تولیدات جدید توفیق چندانی در برقراری ارتباط با مردم ندارند، گفت: عوامل متعددی در این مسئله دخیل هستند. نخست آنکه نیروهای باتجربه و کارکشته در عرصههای نویسندگی، کارگردانی، بازیگری و…، که قادر به خلق جذابیتهای دراماتیک هستند، در ساختار و ممیزیهای افراطی فعلی امکان فعالیت ندارند.
این کارگردان، عامل دیگر را تحول در ساختار بازار رسانه دانست و افزود: موضوع صرفاً به کیفیت تولیدات محدود نمیشود. فضای کنونی با دورهای که سریالهای ما مخاطبان انبوه داشت و به تعبیری خیابان خلوت میکرد تفاوت ماهایشان پیدا کرده است. در آن دوران نه از پلتفرمهای نمایش خانگی خبری بود، نه ماهواره به این گستردگی عمل میکرد و نه رقبای متعدد امروزی وجود داشتند. همه اینها به عنوان بازیگران جدید به میدان آمدهاند و طبیعتاً جذب مخاطب برای هر نوع محتوایی را دشوارتر کردهاند. البته این به معنای آن نیست که موفقیت آثاری مانند اغما و او یک فرشته بود و … صرفاً به بیرقیب بودن عرصه رسانه مربوط بوده است؛ زیرا آن سریالها هماکنون نیز در بازپخشهای مکرر همچنان بیننده خود را دارند. شاهد این ادعا محبوبیت شبکه آیفیلم است که منحصراً سریالهای قدیمی را پخش میکند. پس میتوان گفت علاوهبر بیرقیب بودن عرصه رسانه در آن دوران، این آثار به خودی خود نیز واجد گوهر و جوهری دراماتیک و جذاب بودهاند که طبعاً به حضور همان عوامل حرفهای و با تجربه برمیگردد.
طنزهای رضا عطاران همچنان مخاطب دارد
افخمی در این زمینه به آثار رضا عطاران اشاره کرد و افزود: طنزهایی که آن دوران ساخته میشد، واقعاً از کیفیت مطلوبی برخوردار بودند و کسی نمیتواند این واقعیت را انکار کند. به اعتقاد من اگر امروز نیز آقای عطاران بتواند اثری در تراز «متهم گریخت» با استانداردهای روز تولید کند، قطعاً مخاطبان قابل توجهی جذب خواهد کرد. شاید به دلیل تعدد رقبا و پراکندگی مخاطبان در رسانههای مختلف، میزان بینندگان نسبت به گذشته قدری کاهش داشته باشد، اما این به معنای ناکامی نیست. عطاران قطعاً موفق خواهد شد و باز هم خواهد درخشید.
ماجرای سریال ماورایی علیرضا افخمی
او در پاسخ به پرسشی درباره تازهترین فعالیتهای حرفهای خود، درباره نگارش و تولید سریال “سفر به میانهسر” که یک سریال ماورایی است، گفت: به درخواست دوست عزیزم سیروس مقدم نگارش فیلمنامه این کار را بر عهده گرفتم. اگر مقدمات فراهم شود و شرایط مهیا شود، انشاءالله به مرحله تولید نیز خواهد رسید.
